در فصل اول کتاب «سهل گرایی» نویسنده در مورد این صحبت می کنه که چطوری کارهای سخت و پیچیده رو تبدیل کنیم به عادت تا انجامشون راحت تر بشه، حتی در مرحله بعد تبدیل کنیم به آیین (ritual) که باز هم راحت تر باشه.
کتاب قلاب داره تلاش می کنه که به طراحان و مدیران محصول یاد بده که چطوری میشه محصولاتی ایجاد کرد که برای کاربرا عادت و یا آیین ایجاد کنند. چنین محصولاتی مثل قلاب عمل میکنن و کاربر رو گیر میندازن. البته بعد از چند سال نویسنده (که ظاهرا دچار عذاب وجدان شده!) کتاب دیگه ای رو چاپ میکنه که قراره برای کاربرهایی که به قلاب هایی در زندگیشون گیر افتادن مثل پادزهر عمل کنه. اسم کتاب دوم رو «indistractable» می ذاره.
بعد از خوندن کتاب یه سوال کلیشه ای از دوران مدرسه اومده توی ذهنم: اینکه حافظ و سعدی و باقی شعرا همه آرایه های ادبی رو بلد بودن و شعری می گفتن که توی هر بیتش ۷۰ تا آرایه همزمان استفاده شده باشه، یا اینکه اونا دلی شعر گفتن و ما بعدا از دل اون شعر ها تکنیک و آرایه استخراج کردیم و نام گذاری کردیم؟ سوالی که بعد از مثال های کتاب ذهن منو درگیر کرده همینه، آیا محصولاتی مثل فیس بوک و اینستاگرام و توییتر و غیره با رعایت تمام این تکنیک های عادت سازی ایجاد شدن یا بعد از ایجاد محصول، این تکنیک های از دلشون استخراج شده یا بهشون اضافه شده؟!
قلاب
چگونه محصولاتی برای ایجاد عادت بسازیم
یادداشت پت فیچر
نقلقول
- ایجاد عادت کاربران را وفادار می کند و عادت های کهنه سخت از بین می روند
- بسیاری از ایده های خلاقانه شکست می خورند، زیرا کاربران به طور غیرمنطقی ایده های قدیمی را بیش از حد ارزشمند می دانند، در حالی که شرکت ها به طور غیرمنطقی ایده های نو را بیش از حد با ارزش می دانند
- عادت زمانی است که انجام ندادن یک عمل باعث کمی درد می شود
- شما می توانید قدرت یک کسب و کار را در طول زمان با میزان فشاری که به دلیل افزایش قیمت هایش متحمل می شود تعیین کنید
لینکهای مرتبط
کتابهای مرتبط از همین قفسه
دیدگاهها — ۰
هنوز نظری ثبت نشده — اول نفر باش!
دیدگاه شما